
جنگ بين اسپارتيها و ايرانيان نكتههاي بسياري دارد و سازندگان فيلم سراسر دروغ ۳۰۰ حتي به كتاب خود هرودت هم نگاهي نينداختهاند. هرچند كه انديشمندان سبك نوشتار و نثر هرودت را با نثر كودكانه و بسيار ابتدائي مقايسه ميكنند، «ميگويند»هاي او همواره خواننده را آزار ميدهد. در اين جستار اندك همهء نكتهها را نميشكافيم و تنها به يكي از آنها كه شمار سپاه لئونيداس است اشاره ميكنيم.
هرودت سپاه ايران را بيش از ۵ ميليون نفر و شمار اسپارتيها را ۳۰۰ نفر عنوان ميكند. گذشته از اينكه ساماندهي ده هزار يا بيست هزار سپاهي چه اندازه دشوار است، شمار ۵ ميليون نفر تنها از ذهن كودكانه ميتواند سرچشمه گيرد! با اين حال مهمترين و بزرگترين پرسشي كه مطرح است چنين ميباشد:
اين چگونه جنگي بوده است كه تا اين اندازه اهميت داشته كه حتي پادشاه اسپارت، لئونيداس(Leonidas) نيز در آن شركت كرده و كشته شده است؟ چگونه ممكن است پادشاه كشوري، جنگي را بسيار با اهميت بداند و حتي خود را به كشتن دهد اما آن كشور تنها 300 نفر نيرو داشته باشد و هيچكس ديگري پادشاه را پشتيباني نكند؟
پس جمعيت سپاه لئونيداس نميتواند چنين اندك باشد. وانگهي يونانيان بر خلاف آنچه غالبا نوشته ميشود در ترموپيل(Thermopylae) سيصد نفر نبودهاند بلكه 7400 نفر بودهاند. براي آگاهي بيشتر بنگريد به «دييودور» ، كتاب پانزدهم، فصل چهارم:
«لئونيداس در راس چهار هزار تن از سپاهيان خود به حركت درآمد و به سوي ترموپيل رفت. لوكرديها (Locriens) كه در نزديكي آن گردنهها زندگي ميكردند، هزار تن را همراه او و سپاه يونان كردند، كه چون در ترموپيل ظاهر شدند هزار تن هم از اهالي مِليا(Meliens) به آنان پيوستند و تقريبا هزار نفر هم از فوكيا (Phocide) و بالاخره چهارصد نفر از شهر تب...»
7400 = 400 + 1000 + 1000 + 1000 + 4000
(يونانيان و بربرها، نوشتهء روانشاد امير مهدي بديع، ترجمهء ع.روحبخشان، نشر توس، تلفن 6646007، تهران 1383،جلد دوم، رويههاي 181 و 182)
نقاشي برگرفته از اينجاست.